خرید بک لینک
.#غربت_امام'>امام_رضا(علیهالسلام)دعبل بن علی خزاعی، شاعری که در زمان امام رضا (علیهالسلام) میزیست، گفت: وقتی قصیده تائیهام - که بیت زیر یکی از ابیات آن است - برای حضرت امام رضا (علیهالسلام) خواندم؛مدارس ایات خلت من تلاوةومنزل وحی مقفر العراصاتآن خانه ها، جایگاه تدریس آیاتی چند بود که بیت رسالت در آنها تفسیر آیات میفرمودند؛ و اکنون به سبب جور مخالفان، از تلاوت قرآن خالی شده است. زیرا جای تفسیر آن، محل نزول وحی الهی بود و اکنون عرصه های آن عبارت و هدایت خالی و بیابان و ویران شده است.همین که به ابیات زیر رسیدم؛خروج امام لا محالة واقعیقوم علی اسم الله بالبرکاتیمیز فینا کل حق وباطلویجزیی علی النعماء والنقماتترجمه: آنچه امید میدارم، ظهور امامی است که البته ظهور خواهد کرد و با نام خدا و یاری او و با برکتهای بسیار به امامت قیام خواهد کرد و هر حق و باطلی را تمیز و مردم را به نیک و بد، پاداش و کیفر خواهد داد.دعبل گفت: چون این دو بیت را خواندم؛ امام رضا (علیهالسلام) بسیار گریست. بعدا سر بلند کرد، فرمود:ای خزاعی! روحالقدس، این دو بیت را به زبان تو انداخته است؛ آیا میدانی آن امام کیست؟ گفتم: نه. مولای من! جز اینکه شنیدهام امامی از خاندان شما خروج خواهد کرد و دنیا را از فساد، پاک و پر از عدل و داد خواهد نمود.فرمود:الامام بعدی محمد ابنی وبعد محمد ابنه علی وبعد علی ابنه الحسن وبعد الحسن ابنه الحجة القائم المنتظری فی غیبته.بعد از من پسرم، محمد، امام است و بعد از او پسرش، علی، و پس از علی پسرش، امام حسن عسکری علیه السلام و بعد از او پسرش، حجت منتظر علیه السلام که ظهورش حتمی و قطعی.گر چه بیش از یک روز از دنیا باقی نمانده باشد؛ خداوند، همان یک روز را آن قدر، طولانی خواهد کرد تا آن امام ظهو

برچسب: نویسنده: پرهام رستمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:41

سلام دوستان عزیزاما بعدامروز میخواهم از بندهنوازی امام رضا (علیهالسلام) بگویم:من و چند نفر از همسایگان به همت امام جماعت مسجد محل خود هر روز توفیق داریم صبحها حرم مشرف شویم که البته بعد از عرض سلام و خواندن زیارتنامه و دعا برمیگردیم.امروز صبح کلا از کشیک فراموش کرده بودم.اتفاقا طبق روال روزهای جمعه که تا نزدیک ظهر صبر میکنم و بعد هم برای نماز جمعه و هم برای زیارت به حرم میروم، با امام جماعت مسجد هم به حرم نرفتم.چون هنوز تا جلسه دعای ندبه فرصت داشتم؛ خواستم مقداری استراحت کنم.امام رضا (علیهالسلام) به دلم انداخت نگاهی به گوشی خود بیندازمکه ... ناگهان دیدم من امروز باید حرم بروم! لذا سریع راهی شدم.دم درب حرم بعد از خواندن اذن دخول و سلام و عرض ادب؛ ابتدا و قبل از هر کاری کلی از آقامون تشکر کردم.گفتم: آقای مهربون!از تو ممنونم دلم را به حریمت میکشانینگاهم سوی توست دلم سرمست توست.علی موسی الرضا ...یادم از این شعر آمد:کسی قدم به حرم بیمدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احد نخواهد زدگدای کوی رضا (علیهالسلام) شو که این امام رئوف به سینه احدی دست رد نخواهد زد.خلاصه یادمون نره اگه توفیق حضور در حریم ملکپاسبانش قسمتمون میشه با اذن و توفیق خود آقاست که باید از این بابت خیلی از آقامون ممنون باشیم.البته نمیدونم اونهایی که درخواست شون رو از امام رضا (علیهالسلام) نمیخوان پیش کی میرن؟!که هر کجا غیر از درب این خانه گمراهیست و بس.سَعِدَ مَنْ والاكُمْ، وَهَلَكَ مَنْ عاداكُمْخاطرهای زیبا به نقل از ج.م.پ.بموضوعات مرتبط: ویژه: خاطراتی واقعی ازعنایات امام رضا ومعصومین (ع) ، امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام برچسبها: بندهنوازی امام رضا علیهالسلام

برچسب: نویسنده: پرهام رستمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:41

برچسب: نویسنده: پرهام رستمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:41

صفحه بندی